پایان نامه
اصلا باورم نمیشه که بالاخره دفاع کردم و از دست اون پایان نامه کذایی که کل دوران قبل از تو، که فقط فکرت بود و اون موقع که تو دلم بودی و بعدش که تو بغلم بودی رو به خودش مشغول کرده بودراحت شدم.
مامانی تو تاریخ30 بهمن هزار و سیصد و نود و یک از پایان نامه ی ارشدم دفاع کردم و و با نمره هجده از نوزده به این قائله خاتمه دادم.
بازم طبق معمول همه زحمتام افتاد رو دوش بابایی و با زحمتایی ایشون من تونستم یه دفاع خوب داشته باشم. حتی مدیر گروهمون ازم خواست تا در اسرع وقت با همکاری دانشکاه رساله ام رو تبدیل به کتاب کنم.
از مدت ها قبل قرار شد که مامان جون بیاد و شما رو تو مدتی که من نیستم نگه داره. خدا رو شکر خیلم خیلی راحت بود چون شما رو دست یه ادم مورد اعتماد سپرده بودم.
کل زمان رفت و برگشتمون فقط سه ساعت و نیم شد و به جز دوری شما همه چی خوب بود. دست مامان جون درد نکنه.
دست عمه زهرا و بابامحسن هم که تو روز دفاع پیشم بودند و حضورشون باعث دلگرمی بیشترم می شد هم درد نکنه.
راستی مامانی تو روز دفاع گفتم که از هیچ مرحله با شما بودن تا اونجایی که باید لذت نبردم و از این به بعد می رم که لذت کامل رو از تک تک لحظه های در کنار شما بودن ببرم. با پایان پایان نامه میریم برای ادامه آغاز نامه مون که شما گل دخترم هستی.


پایان نامه
